X
تبلیغات
رایتل
ح

لینیانو سایبادورو

شنبه 24 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 09:12 ق.ظ

بعد  سه روز  و سه شب موندن تو مرکز اسلامی امام علی که خداییش خیلی آقایی کردن و هیچ برامون کم نذاشتن‌ .همون صبح اول وقت به سمت ونیز راه افتادیم. خیلی خوشحال بودیم و دایما به خاطر این لطف الهی خدا رو شکر می کردیم. هوا خیلی بهتر شده بود» از ویلینیوس برفی برفی تا هوای بهاری مسیر به سمت ایتالیا برامون جالب بود خیلی. وارد مرز ایتالیا شدیم عوارضی ها هم شروع شد. هر عوارضی ده یورو. همه ی عوارضی های قبلی یک یا دو یورو به زور می شد. چون کمی دیر به ونیز می رسیدیم» قرارمون این شد که به یه شهر نزدیک ونیز بریم تا هم هزینه ی یه شب اقامتون زیاد نشه و هم پول پارک ماشین ندیم. شب قبل از حرکت که وین بودیم» با استفاده از بوکینگ» یه محوطه ی تفریحی -ساحلی پیدا کردیم تو یه شهری به اسم لینیانو سایبادورو. خدای من... چقد این شهر زیبا بود. درختاش به جای برگای دونه دونه» یه تیکه ابر سبز رنگ بودن که به نوک شاخه چسبیده بودن. میدون های شهر چه زیبا بود.


کوبورگ

شنبه 24 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 08:26 ق.ظ

خیابون های وین من رو یاد خیابونای قم می انداخت اما با نظم صد برابری. تعداد زیاد مهاجرین و پناهندگان به وین خیلی تو مترو معلوم بود. هتل کوبورگ هم رو رفتیم و دیدیم. ملکه ی اتریش تو  طبقه ی دومش زندگی می کنه. بلواری جلوی هتل هست که سردیس هرتسل اولشه. اجازه دادن و داخل هتل هم رفتیم البته مجانی. عکساش خیلی درب و داغون در اومده.

خاطره ی خواب

پنج‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 10:50 ب.ظ

اون دوست ما که راهنمامون شده بود گفت بریم یه خیابونی که اطراف همین کلیسای سوخته س و خیلی دیدنیه مخصوصا تو شب. رفتیم. بااین که نصف شب بود اما حسابی شلوغ بود. تو وسیر گشت زدنمون برا چند لحظه یه احساس تازه ای بهم دست داد. احساس کردم این صحنه رو قبلا دیدم. وقتی یه جوون گیتارزن بهم نگاهی انداخت دیگه کامل یادم اومد. خیلی وقت پیش این خیابون رو تو خواب دیده بودم. از اون لحظه فیلم گرفتم. بارها اونو نگاه کردم و هربار قدرت خارق العاده ی خدا تو خلقت انسان رو می دیدم.

احمد جان... مگر می‌شود...؟

شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:22 ب.ظ

صمیمی ترین و متواضع ترین و مومن ترین دوستم، دو روز پیش شهید شد.


سوخته! St. Stephen's Cathedral

پنج‌شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 03:57 ب.ظ

رفتیم بازدید قصر شون برن. بلیط هر نفر هجده یورو بود . نرفتیم! آخه مگه باغ وحشه! البته باغ وحش شونزه یورو بود! فقط فیلم گرفتم.

تو خیابان به سختی جاپارک پیدا کردم. از فرط خوشحالی یادم رفت چراغ های جلو رو خاموش کنم! برگشتم دیدم آی دل غافل! باطری نابوده! جلو یه کامیون کوچولو رو گرفتم. یه پسر هم سن و سال خودم بود. وایساد. با کمال مهربانی باطری رو شارژ کرد.پول بهش تعارف کردم.نبرد. از بین حرف هاش فقط فهمیدم که گفت من برا برادر خودم کار کردم. 

شب رفتیم کلیسای سوخته.

اقامت در مرکز امام علی علیه السلام

سه‌شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 11:16 ق.ظ

مدیر و دوستان حاضر در مرکز ، با نهایت مهربانی به هر خانواده یه اتاق دادن. یکی از دانش آموزای مرکز به یکی از همراهان گفته بود که من چند روز وقت دارم و باهاتون میام و جاهای دیدنی وین رو نشونتون می دم و از صبح روز بعد ، گردش ما شروع شد. اول از همه باغ وحش زیبا و دیدنی وین.

دیدن پنگوئن ها خیلی شگفت انگیز بود.

داخل بخش نواحی استواییش خیلی گرم بود.


مرکز اسلامی امام علی وین

شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 03:33 ب.ظ

خیلی راحت به مرکز رسیدیم.

این عکس هم اسمش اینه: عجله پجله ای! از لباس هامونم معلومه که هوا چقدر گرم و دم کرده اس.!

خدایی خیلی کمک شد و محبت کردن.

وین

جمعه 1 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 01:52 ب.ظ

با همکاری و هماهنگی همراهان ، قرار شد تا سه روز در مرکز امام علی وین بمونیم. بین مسیر پراگ تا وین، به یه شهر بازی زیبا رسیدیم.

البته ما به خاطر رسیدن به موقع ،لازم بود زیادی واینسیم. برا یادگاری ، چند تا عکس گرفتیم.

شب به وین رسیدیم. خیلی زود نشونی رو پیدا کردیم.





پراگ

شنبه 19 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 10:58 ب.ظ

اتوبان ورشو-پراگ

پراگ

شنبه 19 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 10:52 ب.ظ

پراگ

( تعداد کل: 180 )
>>  1   2   3   4   5   ...   18  <<
Flag Counter