X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
ح

عناوین یادداشت‌ها 

  • برگشت به مینسک (یکشنبه 3 تیر‌ماه سال 1397 09:22)
    بعد از دیدن هرمیتاژ برگشتیم هتل. شدیم عینهو چوب خشک از بس خسته بودیم. پلو پز برقی مون مثل همیشه با نیم ساعت فعالیت به داد شکمامون رسید. روز بعد رفتیم سه تا دیگه از آثارشونو دیدیم. محبت یه جوان معلولی که گدایی می کرد رو هیچوقت فراموش نمی کنم. داخل همه ی کلیساهاشون نمایشگاه نقاشی مادر و کودکه. متاسفانه نتونستیم کاخ های...
  • مجسمه های مرمری (پنج‌شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1397 14:44)
    مجسمه های مرمری تراشیده جذابیت زیادی داشتند. قدرت هنر بسیار بالای یک انسان رو از نزدیک لمس کردیم. بخش زیادی از موزه ی هرمیتاژ نمایشگاه نقاشی مادر و کودکه. کار دادن به تعداد زیادی پیرزن هم از چیزای جالب هرمیتاژه.
  • موزه (چهارشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1397 06:38)
    فکر اینکه داریم میریم یه موزه ی معروف رو می بینیم خیلی شیرین بود. اول صبح پاشدیم. یه صبحونه ی خیلی خیلی زیاد خوردی. برا بچه هم یه کوله وپشتی مهیا کردیم و اتاق رو تحویل دادیم و با چهاردقیقه پیاده روی به سر ایستگاه رسیدیم. هتل ما تا خیابون نوسکی با ماشین حدودا سیزده دقیقه راه بود. به موزه که رسیدیم حیاط بسیار بزرگ اون...
  • [ بدون عنوان ] (دوشنبه 20 آذر‌ماه سال 1396 22:29)
  • هرمیتاژ (شنبه 11 آذر‌ماه سال 1396 09:37)
    سلام و صدهزار سلام بابت دیر نوشتن و تاخیر؛ خیلی از دوستان نازنین عذر می خواهم. انشالله دیگه مستمر می نویسم. راستی کتاب شیما و علی رو هم خوندم. عااااالی بود. صدهزار مرحبا به این زوج فرهیخته ی فرهنگی . حدودای ساعت یک و نیم ظهر به سنت پترزبورگ رسیدیم.گفتیم بااین خستگی رانندگی و شهر شلوغ و خستگی بچه ها؛ بذاریم برای فردا...
  • سنت پترزبورگ (شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1396 21:28)
  • فرمان حمله به سنت پترزبورگ! (پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1396 18:15)
    پارسال روز نهم می داشت از دور بهمون چشمک می زد که ناگهان! فهمیدیم خوردیم به تعطیلات ایرانی و روسی و روی هم شش روز تعطیلیم. استثنا‌ی استثنا و البته به لطف خدا دمای هوای چهارروزش بالای هجده بود پس بدون لحظه ای درنگ برنامه ی مسافرت رو ریختیم. برنامه مونم این بود که روزی پونصد کیلومتر رانندگی که به شهر اوپوچکا می رسیدیم....
  • اشتباه جی پی اسی ما (سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1396 22:29)
    بعد از دیدن بوداپست فقط یک شب دیگه فرصت داشتیم تا به مینسک برسیم. صبح علی الطلوع حرکت کردیم. تو یه استراحتگاه زیبای بین راهی تو اسلواکی ناهار خوردیم و ادامه ی راه رو رفتیم. شب رو تو لوبلین لهستان خوابیدیم. چقدر این لهستانی ها مهربان هستن. هر بار که ما باهاشون برخورد داشتیم خیلی رفتار شیرین و به یاد ماندنی و محترمانه...
  • بوداپست (شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 11:38)
    دیدن شهر زیبای بوداپست و آثارتاریخی و پل زیباش تا همیشه تو خاطره های مسافرینش می مونه. با این که هوا کمی سرد بود اما دیدنی ها که با سرما و گرما جذابیتشونو از دست نمی دن. چه آدم های مهربونی بودن. یه کم پیاده روی اونجا زیاد بود.اما احتمال داره همون هم دیگه برامون تکرار نشه.
  • عیدتون مثل همیشه مبارک (سه‌شنبه 1 فروردین‌ماه سال 1396 09:03)
    بهارتون و عیدتون مبارک. امسال هم خواهرم یه سفره ی هفت سین خیلی زیبا و همه ش هم با حوصله و کمک هم مرتب کردن.
  • مینسک (شنبه 20 آذر‌ماه سال 1395 09:48)
    چندتاعکسم از مینسک زیبا بذارم. اینجا اسمش پتیچه. پتیچ خیلی خیلی زیباس. تمرین اسکی روی آب و یه هواپیمای دونفره برا کرایه هم داره. روستای آزوریتسا. از اینجا گوسفند می خریم. روبروی خونه مون. پیاده حدودا دو دقیقه راهه. اون منطقه اسمش نیمه گا س. ارتش هیتلر تو اون منطقه مردم بی دفاع مینسک رو قتل عام کرده. مسیر یکی از گشت و...
  • عکس (چهارشنبه 19 آبان‌ماه سال 1395 18:47)
    ازبس عکسامون زیاده فعلاچندتاعکس میزارم توضیحاتشم حتما.
  • بوداپست (سه‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1395 07:57)
    مقصدبعدی ما بوداپست بود. به جزخستگی خیلی زیاد رانندگی و قطارشهری درب و داغونش همه چیزش زیبابود.
  • پلتیویک (شنبه 8 آبان‌ماه سال 1395 20:43)
    افسوس که درختای منطقه برگ و بار نداشتن. محل خوابمون هم یه خونه ی روستایی تو روستای ایرنواک irinovac بود و اسمش خونه ی پاولیچ. عجب روستای عالی و عجب صاحبخونه های با فرهنگ و شعوری.
  • پارک ملی دریاچه‌های پلیتویک (شنبه 8 آبان‌ماه سال 1395 20:36)
    بعدازگشت وگذار تو ونیز و بعد از ناهار به طرف کرواسی راه افتادیم. منطقه ی دیدنی پلتیویک.
  • ونیز (جمعه 30 مهر‌ماه سال 1395 20:04)
    حتی یه دونه از عکسای لینیانو رو تا حالا پیدا نکردم. البته پیداشون می کنم سرآخر. اون ویلاهای غول پیکر که آدم رو می برد تا اعماق افکارش و ساحل بسیار طولانی اون و بازی های یک هواپیما در فضای ساحل برای من و خانم بچه ها خیلی دیدنی بود. یعنی اولین تجربه ی دیدن یه ساحل خارجی بود. هوای مطبوع و دلپذیر بهری تو ایتالیا ما رو یاد...
  • لینیانو سایبادورو (شنبه 24 مهر‌ماه سال 1395 09:12)
    بعد سه روز و سه شب موندن تو مرکز اسلامی امام علی که خداییش خیلی آقایی کردن و هیچ برامون کم نذاشتن‌ .همون صبح اول وقت به سمت ونیز راه افتادیم. خیلی خوشحال بودیم و دایما به خاطر این لطف الهی خدا رو شکر می کردیم. هوا خیلی بهتر شده بود» از ویلینیوس برفی برفی تا هوای بهاری مسیر به سمت ایتالیا برامون جالب بود خیلی. وارد مرز...
  • کوبورگ (شنبه 24 مهر‌ماه سال 1395 08:26)
    خیابون های وین من رو یاد خیابونای قم می انداخت اما با نظم صد برابری. تعداد زیاد مهاجرین و پناهندگان به وین خیلی تو مترو معلوم بود. هتل کوبورگ هم رو رفتیم و دیدیم. ملکه ی اتریش تو طبقه ی دومش زندگی می کنه. بلواری جلوی هتل هست که سردیس هرتسل اولشه. اجازه دادن و داخل هتل هم رفتیم البته مجانی. عکساش خیلی درب و داغون در...
  • خاطره ی خواب (پنج‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1395 22:50)
    اون دوست ما که راهنمامون شده بود گفت بریم یه خیابونی که اطراف همین کلیسای سوخته س و خیلی دیدنیه مخصوصا تو شب. رفتیم. بااین که نصف شب بود اما حسابی شلوغ بود. تو وسیر گشت زدنمون برا چند لحظه یه احساس تازه ای بهم دست داد. احساس کردم این صحنه رو قبلا دیدم. وقتی یه جوون گیتارزن بهم نگاهی انداخت دیگه کامل یادم اومد. خیلی...
  • احمد جان... مگر می‌شود...؟ (شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1395 20:22)
    صمیمی ترین و متواضع ترین و مومن ترین دوستم، دو روز پیش شهید شد.
  • سوخته! St. Stephen's Cathedral (پنج‌شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1395 15:57)
    رفتیم بازدید قصر شون برن. بلیط هر نفر هجده یورو بود . نرفتیم! آخه مگه باغ وحشه! البته باغ وحش شونزه یورو بود! فقط فیلم گرفتم. تو خیابان به سختی جاپارک پیدا کردم. از فرط خوشحالی یادم رفت چراغ های جلو رو خاموش کنم! برگشتم دیدم آی دل غافل! باطری نابوده! جلو یه کامیون کوچولو رو گرفتم. یه پسر هم سن و سال خودم بود. وایساد....
  • اقامت در مرکز امام علی علیه السلام (سه‌شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1395 11:16)
    مدیر و دوستان حاضر در مرکز ، با نهایت مهربانی به هر خانواده یه اتاق دادن. یکی از دانش آموزای مرکز به یکی از همراهان گفته بود که من چند روز وقت دارم و باهاتون میام و جاهای دیدنی وین رو نشونتون می دم و از صبح روز بعد ، گردش ما شروع شد. اول از همه باغ وحش زیبا و دیدنی وین. دیدن پنگوئن ها خیلی شگفت انگیز بود. داخل بخش...
  • مرکز اسلامی امام علی وین (شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1395 15:33)
    خیلی راحت به مرکز رسیدیم. این عکس هم اسمش اینه: عجله پجله ای! از لباس هامونم معلومه که هوا چقدر گرم و دم کرده اس.! خدایی خیلی کمک شد و محبت کردن.
  • وین (جمعه 1 مرداد‌ماه سال 1395 13:52)
    با همکاری و هماهنگی همراهان ، قرار شد تا سه روز در مرکز امام علی وین بمونیم. بین مسیر پراگ تا وین، به یه شهر بازی زیبا رسیدیم. البته ما به خاطر رسیدن به موقع ،لازم بود زیادی واینسیم. برا یادگاری ، چند تا عکس گرفتیم. شب به وین رسیدیم. خیلی زود نشونی رو پیدا کردیم.
  • پراگ (شنبه 19 تیر‌ماه سال 1395 22:58)
    اتوبان ورشو-پراگ
  • پراگ (شنبه 19 تیر‌ماه سال 1395 22:52)
    پراگ
  • پراگ (شنبه 19 تیر‌ماه سال 1395 22:49)
    پل چارلز
  • به سمت وین (شنبه 19 تیر‌ماه سال 1395 08:10)
    بازدید از مراکز تفریحی پراگ در عین خستگی تمام شد. به نظرم، دکان های خرید سوغاتی ها هم جذاب و دیدنی هستند. تو شلوغی اون محوطه های دیدنی، هیچگاه محبت یه گدا رو فراموش نمی‌کنم. انگار من درون خودم بود که از درونم بیرون پریده بود.
  • ووچ Łódź (سه‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1395 12:40)
    اولین باری که تابلو lodz روخوندیم مطلقا فک نمیکردیم که ممکنه این لودز نباشه و ووچ باشه! رفتیم داخل شهر. خیلی زیبا بود. بین راه تا وروتسواف wroclaw چند بار توقف کردیم. همه ی این مناظر برای ما خیلی تازگی داشت و با اعماق روحمون لذت می بردیم. قرارمون رانندگی تا پراگ بود. تو پراگ با booking یه آپارتمان و سه خواب رو کرایه...
  • بریم ورشو (جمعه 7 خرداد‌ماه سال 1395 11:36)
    چون همه جا برف بود نمیشد زیبایی های شهر رو دید. هتل هم خوب بود. اتاق دوتخته ی ما شد ۳۷یورو. بعدازظهر حدود ساعت سه رفتیم مرکز خرید آکروپلیس. قیمتهای متوسط به بالا بود ولی کیفیت جنساش خیلی بهتر از شهرما. بعداز اومدن به هتل، خانم ، ناهار فردا رو تو آرام پز درست کرد. صبح روز بعد، هفت صبح به سمت ورشو راه افتادیم. برای منو...
( تعداد کل: 186 )
 1   2   3   4   5   ...   7  <<
Flag Counter