X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
ح

عکس

چهارشنبه 19 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 06:47 ب.ظ

ازبس عکسامون زیاده  فعلاچندتاعکس میزارم توضیحاتشم حتما. 

بوداپست

سه‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 07:57 ق.ظ

مقصدبعدی ما بوداپست بود. به جزخستگی خیلی زیاد رانندگی  و قطارشهری درب و داغونش همه چیزش زیبابود.


پلتیویک

شنبه 8 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 08:43 ب.ظ

افسوس که درختای منطقه برگ و بار نداشتن. محل خوابمون هم یه خونه ی روستایی تو روستای  ایرنواک irinovac بود و اسمش خونه ی پاولیچ. عجب روستای عالی و عجب صاحبخونه های با فرهنگ و شعوری.

پارک ملی دریاچه‌های پلیتویک

شنبه 8 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 08:36 ب.ظ

بعدازگشت وگذار تو ونیز و بعد از ناهار به طرف کرواسی راه افتادیم. منطقه ی دیدنی پلتیویک.







ونیز

جمعه 30 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 08:04 ب.ظ

حتی یه دونه از عکسای لینیانو رو تا حالا پیدا نکردم. البته پیداشون می کنم سرآخر. اون ویلاهای غول پیکر که آدم رو می برد تا اعماق افکارش و ساحل بسیار طولانی اون و بازی های یک هواپیما در فضای ساحل برای من و خانم بچه ها خیلی دیدنی بود. یعنی اولین تجربه ی دیدن یه ساحل خارجی بود. هوای مطبوع و دلپذیر بهری تو ایتالیا ما رو یاد سرپل خودمون مینداخت.  البته ونیز کمی خنک تر بود و بی کاپشن نمی شد رفت هر چند برا ساعت یک و دو بعدازظهر از گرما پختیم.

اصلا ونیز نگو سرگردنه بگو. طرف میگفت هشتاد یورو میگیرم برا نیم  ساعت قایق سواری. مام که گفتیم سزای گران فروش نخریدنه... نرفتیم و واقعا زور داشت می گفت. ونیز گران بود. یه نوشابه ی کوکاکولای خانواده برداشتم که گفت 2/60 یورو! ماهم مجددا الفراررررر.

لینیانو سایبادورو

شنبه 24 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 09:12 ق.ظ

بعد  سه روز  و سه شب موندن تو مرکز اسلامی امام علی که خداییش خیلی آقایی کردن و هیچ برامون کم نذاشتن‌ .همون صبح اول وقت به سمت ونیز راه افتادیم. خیلی خوشحال بودیم و دایما به خاطر این لطف الهی خدا رو شکر می کردیم. هوا خیلی بهتر شده بود» از ویلینیوس برفی برفی تا هوای بهاری مسیر به سمت ایتالیا برامون جالب بود خیلی. وارد مرز ایتالیا شدیم عوارضی ها هم شروع شد. هر عوارضی ده یورو. همه ی عوارضی های قبلی یک یا دو یورو به زور می شد. چون کمی دیر به ونیز می رسیدیم» قرارمون این شد که به یه شهر نزدیک ونیز بریم تا هم هزینه ی یه شب اقامتون زیاد نشه و هم پول پارک ماشین ندیم. شب قبل از حرکت که وین بودیم» با استفاده از بوکینگ» یه محوطه ی تفریحی -ساحلی پیدا کردیم تو یه شهری به اسم لینیانو سایبادورو. خدای من... چقد این شهر زیبا بود. درختاش به جای برگای دونه دونه» یه تیکه ابر سبز رنگ بودن که به نوک شاخه چسبیده بودن. میدون های شهر چه زیبا بود.


کوبورگ

شنبه 24 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 08:26 ق.ظ

خیابون های وین من رو یاد خیابونای قم می انداخت اما با نظم صد برابری. تعداد زیاد مهاجرین و پناهندگان به وین خیلی تو مترو معلوم بود. هتل کوبورگ هم رو رفتیم و دیدیم. ملکه ی اتریش تو  طبقه ی دومش زندگی می کنه. بلواری جلوی هتل هست که سردیس هرتسل اولشه. اجازه دادن و داخل هتل هم رفتیم البته مجانی. عکساش خیلی درب و داغون در اومده.

خاطره ی خواب

پنج‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 10:50 ب.ظ

اون دوست ما که راهنمامون شده بود گفت بریم یه خیابونی که اطراف همین کلیسای سوخته س و خیلی دیدنیه مخصوصا تو شب. رفتیم. بااین که نصف شب بود اما حسابی شلوغ بود. تو وسیر گشت زدنمون برا چند لحظه یه احساس تازه ای بهم دست داد. احساس کردم این صحنه رو قبلا دیدم. وقتی یه جوون گیتارزن بهم نگاهی انداخت دیگه کامل یادم اومد. خیلی وقت پیش این خیابون رو تو خواب دیده بودم. از اون لحظه فیلم گرفتم. بارها اونو نگاه کردم و هربار قدرت خارق العاده ی خدا تو خلقت انسان رو می دیدم.

احمد جان... مگر می‌شود...؟

شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:22 ب.ظ

صمیمی ترین و متواضع ترین و مومن ترین دوستم، دو روز پیش شهید شد.


سوخته! St. Stephen's Cathedral

پنج‌شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 03:57 ب.ظ

رفتیم بازدید قصر شون برن. بلیط هر نفر هجده یورو بود . نرفتیم! آخه مگه باغ وحشه! البته باغ وحش شونزه یورو بود! فقط فیلم گرفتم.

تو خیابان به سختی جاپارک پیدا کردم. از فرط خوشحالی یادم رفت چراغ های جلو رو خاموش کنم! برگشتم دیدم آی دل غافل! باطری نابوده! جلو یه کامیون کوچولو رو گرفتم. یه پسر هم سن و سال خودم بود. وایساد. با کمال مهربانی باطری رو شارژ کرد.پول بهش تعارف کردم.نبرد. از بین حرف هاش فقط فهمیدم که گفت من برا برادر خودم کار کردم. 

شب رفتیم کلیسای سوخته.

( تعداد کل: 175 )
 1   2   3   4   5   ...   18  <<
Flag Counter